کاربر گرامی ورود شما را به انجمن خیر مقدم عرض میکنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید عضو شوید. جهت عضویت اینجا را کلیک کنید.


تالار بزرگ گفتگو
امروز جمعه 19 شهریور 1389 23:25

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند




ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 12 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي
نويسنده محتواي پيام
 موضوع پست: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 00:34 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
تاریخچه تصوف :
در اسلام درپایان قرن اول هجری از تصوف سخن گفته شده است حسن بصری ( 110-53 هجری )از صوفیان اولیه تصوف اسلامی است . در قرن دوم هجری – قمری درجهان اسلام گسترش یافت و د رقرن سوم ، مرحله جدیدی از سیر تکامل تصوف شروع شد . روحیه زهد و عرفان تعدیل یافت طرائق و مضامین و مراحل مختلف دیگری در آن به وجود آمد . تعدد طریقتهای آن باعث تسریع گسترش تصوف در سرزمینهای مختلف اسلامی شهر در ایران نیز طرائق مختلفی پدید آمد که درفاصله قرن ششم تا نهم قمری فرقه های مذهبی را تشکیل داده اند که د رجریانات تاریخی نیز موثر واقع شدند . فرقه های کبرویه ، سهروردیه ، نور بخشیه و صفویه و ... نمونه ای از این فرقه ها بودند ، درمیان این فرقه ها تنها فرقه ای که توانست تشکیل حکومت سیاسی – مذهبی دهد صفویه بود .
تصوف از دیر باز به صورت یکی از اشکال زندگی مذهبی وجود داشته است آنچه بسیار مهم است قوام یافتن تدریجی آن و رهبری برخی از حرکتهای مذهبی و سیاسی ادوار تاریخی و یا حداقل تاثیر در آن حرکتها بوده است خصیصه بارز اغلب این طرائق نفوذ در توده مردم بوده است آنان توانستند که در فاصله قرنهای ششم تا نهم هجری از نوعی وحدت مذهبی و اجتماعی سخن گویند بدین گونه حرکتهای مذهبی وسیاسی نضج می گیرد و برخی از طریقه ها علیه حکام وقت و ظلم وتعدی آنان به پا می خیزند شیوخ و خانقاه های آنان مدتها پناهگاه کسانی بودند که از تظلم دستگاه حاکمه به ستوه آمده بودند .
بسیاری از جنبشهای ایرانیان علیه تشکیلات حکومتی و دستگهاههای دولتی از همان قرون اولیه اسلامی تا دوره کار آمدن صفویان درقرن دهم هجری – قمری توسط اهل تصوف به وقوع پیوسته است ، خصوصا" که تشیع درعمق تعالیم و معانی خود قیام علیه جور و احقاق حق را تقویت می کند .

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 00:36 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
تصوف :
1.تعریف تصوف : مسلکی است که با مذهب آمیخته است و طرفداران این مسلک عقیده دارند که دراین طریقه بهترین راه برای رسیدن به حق می باشد و انسان پس از تامل و تفکر و تجربه و مشاهده و سیر و سلوک می تواند به مقصود نهایی و مطلوب اصلی خود برسد .
2.معانی واژه صوفی ، صوفی به معنای پشم یا پشمین است و اهل تصوف به مناسبت پوشیدن چنین جامعه هایی بدین نام شهرت یافتند
3.منشا تصوف : درباره منشا تصوف عقاید مختلف است
       ‌أ.نظریه اول : عده ای معتقدند تصوف منشعب از مذهب بود می باشد
       ‌ب.نظریه دوم : بعضی تصوف را از فلسفه و مخصوصا " فلسفه افلاطونی اقتباس شده می دانند
       ‌ج.نظریه سوم : عده ای عقیده دارند تصوف کشورهای اسلامی از امور خارجی سرچشمه نگرفته بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی موجب گردیده است این مسلک به وجود آید
       ‌د.نظریه چهارم : دیگر اینکه خود صفویه همه این عقاید و افکار را ناستوده می دانند و می گویند این گونه انتسابات به فرقه صوفیه گناه بزرگی است ، آنها می گویند تصوف عبارت است از لبّ عصاره و باطن قرآن و احادیث پیغمبر .0بنابر این در مسلک صوفیان ، شریعت نقطه خروج است و رهبر انسان است برای وصول به حقیقت
4.عقاید صوفیه :
       1.پیروان این مسلک عقیده دارند که خداوند بوده است و بقیه امور نبود . چنانچه مولوی می گوید : ما عدمهائیم و هستی ها نما بر وجود مطلق و هستی ما .
       2.راز پوشی یکی از دیگر عقاید فرقه صوفیه است و می گویند چون هر کسی نمی تواند از حقیقت این مسلک وقوف یابد در نتیجه اظهار و عقاید صوفیه برای این دسته از مردم و نه تنها سودی در بر ندارد بلکه زیانی واهم مشاغل می شود .
       3.عقیده سوم : عواطف و احساسات صوفیه همیشه با احساسات عواطف سر و کار دارند و با ذوق و عشق حلاجی قی کنند و با عقل چندان مشورتی ندارند .

       
4.خویشتن پرستی و تنفر از آن صوفیه از خویشتن پرستی متنفرند .

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 00:37 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
پیدایش صوفیه
در حدود اوایل قرن دوم هجری، در میان مسلمین فرقه‌ای به وجود آمد که خود را «زاهد» و «صوفی» می‌نامیدند. این گروه روش خاصی در زندگی داشتند، دیگران را هم به همان روش دعوت می‌کردند و چنین وانمود می‌کردند که راه اصلی دین هم همین است.
آنان مدعی بودند که از نعمت‌های دنیا باید دوری جست، نباید جامه خوب پوشید، غذای مطبوع خورد یا در خانه‌ای مجلل نشست.
زاهدان و صوفیان کسانی را که از این مواهب استفاده می‌کردند، سخت تحقیر و ملامت می‌کردند و آنان را اهل دنیا و دور از خدا می‌خواندند.
یکی از این افراد سفیان ثوری بود که ایرادات او بر امام صادق علیه السلام بر اساس همین طرز تفکر بود.
این روش و مسلک در جهان سابقه داشت. در یونان و هند، بلکه در همه جای دنیا این مسلک کم و بیش وجود داشت. این شیوه در میان مسلمین هم پیدا شد و در نسل های بعد ادامه یافت و نفوذ عجیبی پیدا کرد.
واژه «تصوف» بنا بر اظهر احتمالات از واژه «صوف» گرفته شده است و از لغات مستحدثه به معنی «پشمینه پوشی» به عنوان نمادی از زندگی سخت و دوری از تن پروری و لذت پرستی می باشد. یكی از مؤلفان «تاریخ تصوف در اسلام» پس از نقل اقوال و عقاید مسلمانان و بعضی از از مستشرقین درباره اصل و اشتقاق كلمه «صوفی» و «متصوف»، نتیجه گرفته است كه نزدیك ترین قول ها به عقل و منطق و موازین لغت این است كه (صوفی) كلمه ای است عربی و مشتق از لغت «صوف»; یعنی پشم. وجه تسمیه زهّاد و مرتاضین قرون اول اسلام به «صوفی» آن است كه لباس پشمینه خشنی می پوشیدند و نیز لغت «تصوف» مصدر باب تفعّل و معنای آن پشمینه پوشیدن است، همان طور كه «تقمّص» به معنی پیراهن پوشیدن است
درباره معنی «تصوف» و این كه به چه كسی «صوفی» می گویند، باید اعتراف كرد كه یك تعریف جامع كه طریقه و روش صوفیه را كه در برگرفته و مورد قبول همگان باشد، یافت نمی گردد.
گویند: «ابو منصور عبدالقادر» (متوفی 429 هـ ق) در بغداد بر حسب حروف ابجد و با توجه به تالیفات بزرگان صوفیه، در حدود یك هزار تعریف درباره تصوف و صوفیه و نظریات آنان، جمع آوری كرده است، البته مشایخ صوفیه صدها تعریف برای تصوف و معنی «صوفی» ذكر كرده اند و از هر كدام از اقطاب و رؤسای این فرقه چند تعریف درباره تصوف نقل شده است; از این مطلب آشكار می گردد كه تا چه اندازه تباین و اختلاف در فروع نظریه تصوف وجود دارد و به قول «ابو سعید بن اعرابی صوفی» (م. 340 هـ.ق) صوفیه قائل به جمع بودند; اما صورت این جمع نزد هر دسته از آنان بر خلاف آن چه بوده كه در نزد دیگری است و با این ترتیب در اسماء متفق و در معانی مختلف بودند
با وجود همه این تعریفات، تا به حال نتوانسته اند یك تعریف جامع برای «تصوف» بیان كنند و خود این همه اختلاف و مغایرت كه در تعاریف آن ها وجود دارد، كاشف از این است كه هر كدام، مفهوم جداگانه ای برای تصوف و صوفی قائل بوده اند و لذا باید گفت: تصوف یك مذهب خاص و منظم و محدود نیست. بلكه یك طریقه التقاطی است كه از به هم آمیخن عقاید و افكار گوناگون به وجود آمده است. به همین جهت حد و حصاری ندارد و در طی قرون و اعصار با مقتضیات و شرایط و افكار هر دوره تغییر شكل می دهد.

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 00:39 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
منشا تصوف از دیدگاه صوفیان
ر منشا تصوف و نيز ملتي كه اين مذهب * در ميان آنان ظهور كرد اختلاف است. بسياري از دانشمندان معتقدند كه پيدايش آن در هند بوده، چه مردم هند طبعا به ترك دنيا و زهد مايل مي باشند. مذاهبي هم كه در ميان آنان بروز كرده غالبا بر بدبيني نسبت به عالم و لزوم فرار از آن مبتني است؛ ويژه كيش بودايي كه تمام دستورات آن بر اساس ترك دنيا است و بيشتر دستورات تصوف اسلامي به آن شباهت دارد؛ چنانكه اصطلاح "فنا" در ميان عرفاي اسلام با اصطلاح "نيروانا" كه در كيش بودايي است شباهت زيادي دارد؛ ولي اين عقيده چندان صحيح به نظر نمي آيد و بين آن دو تا فرق زيادي است زيرا ديانت بودايي در حقيقت خداي موهومي را مي جويد ولي تصوف اسلامي خداي معلومي را مي پرستد.

گروهي گويند اصول تصوف اسلامي از بزرگان دين زرتشت گرفته شده و بسياري از آداب هم از آنان ماخوذ گرديده و كيوان قزويني در كتاب استوار خود اين راي را اظهار كرده و معتقد است يكي از ائمه اسلام كه اين مذهب را پسنديد جعفر بن محمد (ع) پيشواي شيعه بود ولي اين نيز خالي از اشكال نيست؛ زيرا اساس عقايد تصوف با دستورات قرآني بيشتر تطبيق مي كند؛ البته بعض احكام اجتماعي اسلام با احكام ديانت زردشت نزديك است و نزديكي تصوف نيز از آن جهت است.

بعضي از دانشمندان معاصر هم معتقدند كه مذهب مانوي تاثير زيادي در تصوف ايراني داشته و تصوف ايراني را با تصوف عراقي و مصري فرق گذاشته اند؛ ولي اين نيز دور از حقيقت است زيرا اساس مذهب ماني بر ثنويت (نور و ظلمت) است در صورتي كه مكتب تصوف پيرو توحيد محض است.

جمعي ديگر منشا آن را فلسفه افلاطون و برخي فلسفه فلوطين دانند، چه نظريات اين دو فيلسوف بزرگ بر پايه اشراق و عشق و محبت كه عرفاي اسلام به جذبه تعبير كنند مبتني است و تصوف هم شعبه اي از حكمت اشراق است، ولي آن نيز مورد قبول صوفيه نيست.

دسته ديگر گفته اند: تصوف اسلامي، هم از مذاهب هند و هم از فلسفه اشراقي يونان گرفته شده و مخلوطي از آن است و جنبه عملي آن از مذاهب هند و قسمت علمي از يونان و صاحبان فلسفه اشراق ماخوذ گرديده است.

ولي آنچه از ضمن كلمات بزرگان استنباط مي شود و شايد به حقيقت نزديكتر باشد آن است كه همان طور كه در روانشناسي، حس دين و فلسفه، غريزي بشر شمرده شده و مبدا و اولي نتوانسته اند براي آن كشف كنند، تصوف نيز همين حالت را دارد؛ زيرا تصوف حقيقت ديانت و روح خدا جويي است و از اين رو غريزي بشر است و نمي توان براي آن مبدئي تعيين كرد يا آنكه ثابت نمود كه ملتي از ملت ديگر گرفته باشد. چنانكه پيغمبران نيز عموما به يك امر دعوت مي نموده و از اين رو بعضي تصور كرده اند كه مذهب مسيح از مذهب بودا يا اسلام از مذاهب زرتشت و موسي و مسيح گرفته شده ولي اين طور نيست و هيچ كدام از ديگري اقتباس نكرده بلكه همه از سرچشمه حقايق كسب فيض نموده و از يك منبع سيرآب شده اند. عرفاي اسلام هم تصوف را از بزرگان اسلام كه مربيان آنان بودند گرفته و آنها هم به توسط پيشواي اسلام و حقيقت اسلامي از مقام حقيقت اخذ نموده اند.

البته لازمه تصوف آن است كه انسان خود را به راهنما و مربي برساند و از او كسب فيض كند و انبيا و اوليا هم عموما به توسط مربي و استاد خود به مقام عرفان و شهود حقايق رسيده و هر چه پيدا كردند به توسط استاد بوده است؛ ولي اين مطلب مستلزم نيست كه از ملل ديگر و كساني كه به مقام كمال نرسيده اند يا آنكه به آن مقام رسيده ليكن ارتباط و انتساب معنوي با آنان ندارند درك چيزي بنمايند؛ ليكن ممكن است بعض آداب صوري از ملتي در ملت ديگر تاثير كند مثلا صوفيه اسلام برخي از آداب صوري يا بعض اصطلاحات زباني را از بوداييان يا فلاسفه يا زرتشتيان بگيرند ولي در اصل موضوع، چنين نيست.

(نابغه علم و عرفان در قرن چهاردهم، حاج سلطانحسين تابنده گنابادي، چاپ سوم، انتشارات حقيقت، تهران، ۱۳۸۴، صص 71-69.)

* مراد از مذهب معني لغوي آن است كه روش باشد نه اصطلاحي؛ زيرا مذهب در اصطلاح امروز مردم عبارت از روش ظاهر است و آنچه را مربوط به مطالب اعتقادي و روحي باشد طريقه و طريقت گويند. مثلا گويند مذاهب اسلامي عبارتند از: مذهب تشيع و چهار مذهب اهل سنت. تصوف را طريقت گويند كه مافوق مذهب بوده و يا با هر يك از آن مذاهب ممكن است موجود باشد.

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 00:57 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
مکاتب بزرگ تصوف :
از قرن سوم هجری که تعالیم مشایخه صوفیه توسعه پیدا کرد فرق مختلف که وجود آمد اگر چه در اصول عقاید اختلافی با یکدیگر نداشته ولی در راه و سبک و رویه تزکیه نفس ورسیدن به حقیقت هر فرقه آداب و نظام جداگانه ای را مورد عمل قرار دادند . بعضی از این فرقه ها به مرور زمان از میان رفتند یا در فرق دیگر ادغام شدند .
1.اویسیه
2.کبر اویه
3.سهروردیه
4.مولویه
5.نور بخشیه
6.نقشبندیه
7.صفویه

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 00:59 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
علل رواج تصوف :
یکی از علل مهم پیشرفت تصوف این است که افکار صوفیان با قلب و احساس بیشتر ارتباط دارد تا با عقل و منطق در میان مردم سختی اثر دارد که با احساسات و عواطف توام باشد.

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 01:00 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
تصوف و نقش آن درشکل گیری حکومت صفویه :
طریقت صوفی از روزگار شیخ صفی وارد یک دروه آشکار و هدفداری شد . صوفیان که شاه را مرشد کامل خود می دانستند و مقام او را نیمه الهی تلقی می کردند . اما این صوفیان بانی اصلی دولت صفویه بودند . پایداریها و استقامات آنها طی چند سال از زمان شیخ صفی که پیروان صوفی را عهده دار شد تا زمان شاه اسماعیل اول که رسما" حاکم و شاه صوفیان گردیده بیانگر ثبات قدم و ارادت پیروان صوفی به طریقت صوفی می باشد .
همچنین مریدان صوفی بودند که زمانی که شاه اسماعیل هفت ساله بود به پیروی وی حمایت او زمینه های قدرتش را فراهم کردند تا اینکه درسن 13 سیزده سالگی توانست قدرت را به دست گیرد .
بنابراین اگر چه تشکیل دولت صفوی عامل مهم وعنصر اساسی تشکیل قدرت بودند اما همانند نیروهای تشکیل دهنده دولتهای دیگر وضعیت چندان خوشایندی پس از رسمی شدن حکومت برایشان ایجاد نگردید .

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 01:00 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
صوفیان و دولت صفویان :
صوفیان که بانی دولت صفویان بودند و در ابتدای امر چنان قدرتی داشتند که شاه اسماعیل اول به فکر تحدید قدرت آنان افتاد .
صوفیان درزمان شاه طهماسب با تضعیف رقبای خود عناصر تاجیک ، ایرانی برای مدتی صاحب قدرت بودند .
درزمان شاه عباس اول با قدرت یافتن نیروی غیر ایرانی سوم ، از قدرت صوفیان کاسته شد اما چنان اساس قدرت را تشکیل میدادند .
در روزگار شاه عباس دوم شاه سلیمان صوفیان کماکان قدرت نظامی – معنوی خود را حفظ کرده بودند .
بیشترین مخالفت با صوفیان در اواخر عهد صفویه و زمان شاه سلطان حسین بود به طوریکه طریقت صوفیه دراین زمان به طور کامل برافتاد وحتی خود شاه مشایخ صوفیه را از اصفهان ودیگر شهر های ایران بیرون راند .

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 01:01 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
آیا در سیر و سلوك الهی نیاز به راهبر و مرشد داریم؟
اگر مقصود از سیر و سلوك آداب خاص صوفیان باشد، كه معتقدند سالك باید به صلاح و صواب دید مرشد و راهنما برای تهذیب نفس و تزكیة آن در خانقاه مشغول ریاضت های سخت گردد. تا جایكه تازه واردان را به گدایی و دریوزگی وا می دارند و گاهی چنان سخت و دشوار می دانند كه گفته است: «سلوك عبارت است از راهی دور و دراز كه مانند كندن كوه عظیم است با نوك سوزن و در آن طریق هزاران خطر و حجاب است، اینگونه سلوك نه تنها نیازمند به مرشد و راهنما ندارد كه باعث انحراف شخص سالك نیز می گردد. و او را از راه راست و خط انبیاء ـ علیهم السّلام ـ و ائمة معصومین ـ علیهم السّلام ـ منحرف نموده و به راه شیطان می برد. زیرا جریان تصوّف یك جریان التقاطی است كه بخشی را از تعلیمات انبیاء ـ علیهم السّلام ـ گرفته و بخشی را از ارباب ریاضت مانند مرتاضان هندی و رهبانان مسیحی و كلبیون یونانی.» و با دخل و تصرفهایی كه نموده اند، این فرقه را بوجود آورده اند، كه در طول تاریخ باعث انحرافات زیادی در جوامع اسلامی شده است.
ریاضت به معنای تربیت در بینش اسلامی عبارت از سیر و سلوك و عمل به دستورات اسلام و توجه به حلال و حرام آن و اطاعت مطلقه از خاتم انبیاء ـ صلّی الله علیه و آله ـ و اهل بیت اطهارش ـ علیهم السّلام ـ می باشد. لذا در روایات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ شریعت و دستورات اسلام به عنوان ریاضت معرفی شده است، چنانكه امام علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: الشریعة ریاضة النفس» «شریعت، ریاضت و پرورش نفس است» و بوعلی سینا فیلسوف بزرگ اسلامی عبادت را ریاضت نفس معرفی نموده و گفته است: به وسیلة عبادت می توان قوای نفس را رام و مطیع كرد، تا در هنگام توجه به حضرت حق مزاحمت نكند بلكه مشایعت نماین.
حاصل آنكه عمل به دستورات اسلام، آنچنانكه رهبران دینی و مرشدان واقعی دستور می دهند، باعث كمال انسانی است. اما راه و روش های اختراع شده و بدعت آمیز و تبعیت از مرتاضین غیر اسلامی نه تنها نفس را رام و تربیت ننموده و عقل را حاكم بر بدن و رفتار انسان نمی گرداند و به درجة مطلوب نمی رساند، بلكه چه بسا انسان را به بیراهه كشانده و در وادی ضلالت و گمراهی قرار می‌دهد و آنگاه نه تنها به كمال راه نیافته بلكه از حد انسانهای عادی نیز تنزل كرده و چه بسا مصداق «اولئك كالانعام بل هم اضل» قرار گیرد. در اینكه همة‌ انسانها در رسیدن به سعادت و كمال لایق خود نیازمند به راهنما بوده و تنها با راهنمایی عقل نمی توان بمقصد رسید، شكی نیست، بلكه نیاز انسانها به راهنما و مرشد در پیمودن راه سعادت و كمال بیش از نیازمندی ‌آنان به راهنما در سفرهای مادی است. زیرا راه رسیدن به كمال و سعادت بس طولانی و دارای گردنه های صعب العبور است كه بدون رهنمای واقعی و الهی گذر از آنها ممكن نمی باشد.
بنابراین وجود مرشد و راهنمای معصوم و آگاه به تمام استعدادها و نیازمندی های انسان، برای رساندن انسان به كمال،‌ امری ضروری و حتمی خواهد بود تا انسان در پرتو رهنمود های او و تبعیت از دستورات او به كمال نهایی خویش برسد و گرنه رسیدن به مقصد امری محال و غیر ممكن خواهد بود.
این معنا وقتی در عرفان شیعه مطرح می شود، مقصود این است كه طی این مسافت پرخطر زیر نظر یك انسان آگاه به مسایل اصیل اسلامی و متدین كامل به دستورات پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ انجام گیرد تا مبادا انحراف در مسیر اصلی اسلام و خط ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پیدا شود،‌ زیرا انحراف در مسیر هدایت همان ضلالت و سقوط در قعر جهنم همان.
در زمان غیبت كه دست رسی به امام معصوم ـ علیه السّلام ـ برای همه ممكن نیست بهترین مرشد و راهنما مراجع بزرگ تقلید شیعه می باشند، زیرا این بزرگواران از همه كس عالم تر به معارف ناب اسلامی هستند و اگر كسی بخواهد به كمال انسانیت كه قرب الی الله است، صعود نماید جز عمل به رساله های مراجع شیعه و تبعیت از آنها راهی وجود ندارد و سیر و سلوك و مرشد و راهنمایی كه صوفیان از آن دم می زنند كاملا مردود و راهی است كه به ضلالت ختم می شود. و هیچگاه مورد تایید فقهای اسلامی نبوده است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. نردبان آسمان، اكبر اسدی.
2. انسان كامل، استاد مطهری.
3. اخلاق در قرآن، مكارم شیرازی.

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Mahdi1944
>
 موضوع پست: Re: تصوف چيست؟
پستارسال شده در: جمعه 13 شهریور 1388 01:03 
Captain
Captain
آفلاين

تاريخ عضويت: شنبه 31 مرداد 1388 22:45
پست: 209
تشکر کرده اید: 34 مرتبه
تشکر شده:
241 مرتبه به 192 پست
شخصیت های تصوف
معروف کرخی کیست و چرا فرقه¬های شیعی مذهب صوفیه او را سرسلسله خود می¬دانند؟
گویند كه شماره طرائق صوفیه بالغ بر دویست طریقه می‏شود و هر دسته‏ای از آنان نیز شامل شاخه مستقلی می‏گردد؛ ولی اصول دسته‏های تصوف از 25 دسته تجاوز نمی‏كند كه سلسله شیوخ آن‏ها در نهایت (به ادعای آنها) به پیامبر اسلام منتهی می¬شود ـ از این راه برای خود مشروعیت كسب می‏كنند ـ در بین این 25 فرقه هم می‏گویند كه دو سه فرقه شیعه می‏باشند و بقیه همگی سنی مذهب هستند.
بعضی از این سلسله‏ها كه مدعی تشیع هستند، به وسیله «معروف كرخی» سلسله خود را به امام رضا ـ علیه السلام ـ می‏رسانند. این سلسله از سلاسل «نوریه، رضویه، علویه، ذهبیه و مصطفویه» است كه آن را «ام السلاسل» تصوف نام نهاده‏اند.
معروف كرخی نزد صوفیان چنان كه معروف است، دربان امام رضا ـ علیه السلام ـ بوده كه از آن حضرت فیض و تعلیم طریقت و منصب شیخ المشایخی یافته و از جانب امام اجازه یافته كه طریقه رضویه، علویه و مصطفویه را كه عبارت از عبادت و تزكیه و تصفیه نفس می‏باشد، به طالبان صادق العقیده و پیروان ائمه برساند.
از این سلسله، چهارده سلسه دیگر به وجود آمده‏اند كه عبارتند از سلسله‏های: سهروردی، مولویه، نور بخشیه، صفویه، نعمت اللهیه، ذهبیه، كبرویه، اغتشاشیه، بكتاشیه، رفاعیه، نقشبندیه، جمالیه، قونویه و قدریّه و بالاخره سلسله «پیر حاجاتیه». برخی از این سلسله‏ها به نام‏های دیگری نیز معروفند.
الفت اصفهانی، صوفی معاصر می‏گوید: «حضرت رضا ـ علیه السلام ـ طریقت را به معروف كرخی تسلیم كرد و او را بدان اختصاص داد و از این‏رو، طریقت از امامت جدا شد و شریعت و علم دین، نزد امامان باقی ماند كه آغاز آن از حضرت امام محمد تقی الجواد ـ علیه السلام ـ است كه امامت را در سال 203 هجری از امام رضا ـ علیه السلام ـ پدر بزرگوار خود دریافت كرده است
به نوشته دكتر شیبی: معروف كرخی را آخرین صوفی كه به امامان اتصال داشته است، می‏دانند.
از اتصال متصوفه به ائمه ـ علیهم السلام ـ پس از حضرت خبری دیده نشده است، بلكه از امام دهم حضرت امام علی النقی ـ علیه السلام ـ نقل شده‏است كه آن حضرت دشمن صوفیان بود. از آن امام روایت شده‏است كه فرمود: «همه صوفیان از مخالفین ما هستند
بدین ترتیب، نویسندگان صوفیه «معروف كرخی»، را تا آخر زندگی‏اش ملازم و دربان حضرت رضا ـ علیه السلام ـ نوشته‏اند، بلكه مرگ او را در برابر در خانه آن امام می‏دانند و می‏گویند كه به واسطه ازدحام شیعه بر در خانه، دنده‏های او شكسته شد.
بنابراین، مشهورترین و پر آوازه‏ترین سلسله‏ای كه ادعای تشیع و اتصال به امامان اهل بیت دارند، همین سلسله «معروفیه» هستند كه به وسیله معروف كرخی سلسله خود را به امام رضا نسبت می‏دهند؛ ولی این ادعا كاملا واهی و بی‏دلیل است زیرا:
1ـ به موجب روایاتی كه از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده، آن حضرت نیز همانند سایر ائمه اطهار مخالف تصوف و صوفیگری بوده است. از جمله بسیاری از ثقات علمای شیعه به سند صحیح از بزنطی و اسماعیل بن بزیع از امام رضا ـ علیه السلام ـ روایت كرده‏اند كه فرموده: «من ذكر عنده الصوفیه و لم ینكر هم بلسانه و قلبه فلیس منا ومن انكرهم فكانّما جاهد الكفار بین یدی رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ » هر كس نزد او نام صوفیه ذكر شود و به زبان و قلب خود آنان را انكار نكند، از ما نیست. هر كس صوفیه را انكار كند، مانند كسی است كه با كفار در حضور رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ جهاد كرده است.
از این روایت استفاده می‏شود كه هر كس مخالف صوفیه نباشد، شیعه اهلبیت نیست. از امام رضا ـ علیه السلام ـ غیر از این حدیث، چند حدیث دیگر نیز در طعن صوفیه نقل شده است. با این وجود، صوفی‏ها می‏گویند كه معروف كرخی دربان آن حضرت و صوفی بوده است.
2ـ این افسانه ساختگی است و هیچ اساسی جز همان نوشته‏های صوفیه ندارد، زیرا امام رضا ـ علیه السلام ـ در طول زندگی خود وارد بغداد نشده و تا سال 200 هجری در مدینه امامت داشته و در همان سال به درخواست مأمون از مدینه راهی خراسان شده‏است و طبق گواهی تاریخ، حركت آن حضرت به ایران از مسیر بغداد نبوده است. از طرفی طبق آنچه صوفیه متذكر شده‏اند، معروف كرخی نیز تا آخر عمر از بغداد خارج نشده و در فاصله سال 200 تا 201 هجری در همان‏جا فوت كرده‏است
بنابراین، «معروف» در حال حیات حضرت رضا ـ علیه السلام ـ فوت كرده است. زیرا وفات امام رضا ـ علیه السلام ـ به سال 203 هجری می‏باشد. و به قول خود صوفیه چون در یک زمان دو قطب نمی¬تواند جمع شود، پس در زمان حضرت رضا ـ علیه السلام ـ ، معروف اصلاً حق نداشته خود را مرشد بداند، با این وجود صوفیه فرقه خود را به او می‏رسانند! اگر بگویند كه معروف بعد از امام قطب شده، جواب آن است كه بعد از امام معروف زنده نبود تا قطب شود.
3ـ مسأله دربانی معروف هم، جنبه ساختگی دارد، این كه گفته‏اند معروف در كودكی به دست حضرت رضا ـ علیه السلام ـ اسلام آورد و از همان زمان به منصب دربانی در آمد، بسیار بعید به نظر می‏رسد؛ زیرا بر فرض محال اگر حضرت رضا ـ علیه السلام ـ ، در مسیر حركت به سوی ایران به بغداد تشریف برده باشند، حضرت در آن شهر بیش از یك روز نمی¬تواند توقف کرده باشد و اگر این دربانی در مدینه بوده، هیچ كس از صوفیه به آن اشاره نكرده كه معروف كرخی به مدینه رفته است. و دربانی او در خراسان نیز غیر معقول است، زیرا معروف کرخی قبل از آن فوت نموده بود.
4ـ اگر دربانی معروف راست بود، می‏بایست علمای شیعه آن را در كتب رجال خود ثبت می‏نمودند، در حالی كه در هیچ كدام از كتب رجال و تواریخ كه به شرح حال اصحاب، خواص، خدّام و موالی ائمه اطهار پرداخته و ولادت هر یك از مشاهیر و مجاهیل و ثقات و ممدوحین و مذمومین ایشان را نگاشته‏اند، اصلاً متعرض شرح حال معروف كرخی نشده‏اند و ابداً نامی از او نبرده‏اند. اینك می‏توان گفت: سمت دربانی او نسبت به حضرت رضا ـ علیه السلام ـ از آن دروغ‏های شاخدار صوفیانه است.
5ـ شیخ عطار می‏گوید: معروف ترسایی بود كه به دست علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ مسلمان شده بود و آن‏گاه نزد «داوود طایی» رفته و ریاضت بسیار كشیده و داوود از تلامذه ابو حنیفه بود. و نیز نقل كرده كه چون معروف وفات كرد، جهودان و ترسایان و مؤمنان هر سه طایفه بر جنازه او دعوا كردند كه از ماست، و جنازه او را ما بر می‏داریم ناگفته نماند كه در دعوای مذكور، شهادتی هست بر آن كه معروف لامذهب بوده و به مقتضای «الصوفی لا مذهب له» عمل می‏كرده كه كفار و مسلمین او را از خودشان می‏شمرده‏اند و اگر او مسلمان صحیح العقیده‏ای بود، هرگز كفار او را از خودشان نمی‏شمردند.
البته، متأخرین صوفیه در ایران، چون دیدند، ایرانیان شیعه شدند، برای این كه بتوانند در كنار شیعیان به حیات خود ادامه دهد و از فرهنگ غنی و زنده آیین تشیع تغذیه كنند، ادعای شیعه¬گری نمودند. برای گول زدن شیعه‏ها سلسله خود را به واسطه معروف كرخی به حضرت رضا ـ علیه السلام ـ اتصال دادند.

آیا در میان اهل علمی كه خود را متصف به دانشگاه امام صادق ـ علیه اسلام می دانند، راهی به آسانی متصوفه وجود دارد كه فراگیر باشد؟
برای رسیدن به خداوند راهی ساده تر از انجام واجبات و ترك محرمات و توجه به نوافل به ویژه نماز شب، وجود ندارد. منتهی آنچه كه مایه امتیاز یك عارف ربانی از دیگران است، كیفیت عبادت اوست كه با مراقبه و تفكر، به تدریج بهبود یافته است. به طور مثال اگر ما روح خود را طبق دستورالعمل هایی كه امام خمینی(ره) در كتاب آداب الصلاة آورده اند چنان پرورش دهیم كه به هنگام نماز دارای حضور قلب و خشوع باشیم، به تدریج آثار نماز بصورت رویاهای صادقه و حتی استجابت دعا آشكار خواهد شد. در این كه معنویت در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است تردیدی نیست ولی باید توجه داشت كه طریقة رسیدن به مقامات معنوی باید مورد تأیید شرع باشد و به هر وسیله ای نمی توان به توحید ناب و مقام یقین كه مورد نظر ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ بوده است دست یافت. در اسلام صرف داشتن مكاشفه و قدرت خرق عادات امتیازی محسوب نمی شود، همچنانكه مرتاضان و تاركان دنیا مطرود اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بودند. مثلاً جوكیان هندی كه با خوردن برخی غذاهای ناپاك و انجام برخی معاصی به بعضی كارهای غیر عادی موفق می شوند، مورد تأیید شرع نبوده و نیستند. آنچه كه مورد نظر شرع اسلام است عمل به تكلیف است كه از كتاب و سنت به وسیلة عالمان عادل استخراج می شود. در زندگی پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه خداوند به عنوان الگو برای مسلمانان معرفی فرموده است، از بدعت های صوفیه مانند سماع، آلات موسیقی، گوشه نشینی و امثال آنها، چیزی مشاهده نمی كنیم و در مقابل، دستوراتی برای مقابله با این اعمال وارد شده مطالعات تاریخی ادیان، ریشة این بدعت ها را در عرفان گنوسی و مسیحی یافته است. كسانی كه از بدعت های صوفیانه پیروی نمایند، اگر چه لاجرم به حال و لذتی دست خواهند یافت ولی مشخص نیست كه با این روش از زمرة رستگاران باشند.
زیرا چنین نیست كه هر كسی شیوه ای در ریاضت و خلسه پیدا كرد و از خود بیخود شد، لاجرم به عشق الهی رسیده باشد. و مطمئناً اگر ابزارهای رسیدن به مقامات باطنی مورد تأیید شرع نباشد، نتیجه مطلوب یعنی یقین و توحید نیز به دست نخواهد آمد و مرتاض در كشف روحی متوقف شده و به كشف غیبی و توحید ناب نائل نخواهد شد. بسیاری از متصوفه از معلومات اندكی برخوردار بوده و اغراض دنیوی دارند و به فرموده صدرالمتالهین شیرازی(ره) «كسانی كه در این زمانه خویشتن را به مقام مرشدیت و خلافت منصوب نموده اند، احمق هایی نا آشنا به روش های معرفت و رستگاری و استكمال نفس می باشند.»
در پایان به طور خلاصه به ذكر شیوة دو عارف معاصر شیعی یعنی امام خمینی و علامه طباطبایی در تزكیة نفس می پردازیم و تفصیل آن را به مطالعة كتابهایی كه در این زمینه ذكر خواهد شد ارجاع می دهیم. كتاب چهل حدیث امام خمینی(ره) كتابی عملی برای مشتاقان سیر و سلوك است. در این كتاب شگفت، امام راحل، ابتدا مختصری از لوازم سیر و سلوك یعنی تفكر، عزم، مراقبه و محاسبه و مانند آن را توضیح می دهند و سپس به بررسی رذایل اخلاقی مانند عجب و ریا و تكبر و راه علاج آنها می پردازند و پس از آن فضایل اخلاقی را تبیین می كنند و سرانجام سالك را در مباحث معرفت اسماء حق، صفات حق، معرفت الله و توحید غرقه می سازند. این مباحث در عین دارا بودن حیثیت علمی والا، نظر به جنبة عملی موضوعات دارند و كسی كه مشتاق سیر الی الله باشد، با تدبر و تعمق منظور نویسنده را متوجه خواهد شد. امام خمینی(ره) دربارة كلید اصلی ارتباط عبد و معبود یعنی نماز، دست به تالیف در كتاب جداگانه زده اند كه این عمل حكایت از جایگاه رفیع نماز در عرفان عملی دارد اگر سالك دستور العملهای این كتاب را به كار بندد به این حقیقت می رسد كه «نماز عبادتی است كه دست عبد را در دست معبود می گذارد».
طریقة دیگری كه در اینجا قابل ذكر است شیوة مرحوم علامه طباطبایی است كه بازتاب آن در سه جلد كتاب مقالات به قلم استاد محمد شجاعی به نگارش درآمده است. در جلد اول به بیان نظری تزكیه و خودسازی پرداخته است و در دو جلد دیگر كتاب مقالات، بیان شیرینی از تزكیة عملی دارند. آنچه در مجموع این كتابها آمده است برگرفته از آیات و روایات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است و ذره ای از آن تخلف نمی كند. استاد اخلاق و سیر و سلوك در دانشگاه امام صادق ـ علیه السلام ـ خود باید ابتدا مجتهد باشد و توان استنباط حكم شرعی و بررسی روایات را داشته باشد تا بتواند با بررسی روایات اخلاقی با اطمینان خاطر آن را به شاگردان توصیه كند. در حوزه های علمیه، پیوسته اساتید اخلاق و عرفان به تربیت نفوس مستعده اشتغال داشته و دارند ولی از آنجا كه صداقت شاگرد از اصرار او بر استفاده از استاد مشخص می شود، شاید در ابتدا روی خوش به طالب سلوك نشان ندهد. روشن است كه میان شاگرد و استاد فرق بسیار است. چو یار ناز نماید...
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند: خجسته باد بر بنده ای كه با نفس و هوسهای آن پیكاری مداوم كند. هر كه سپاه هوی و هوس را شكست دهد، به مقام رضای الهی قدم گذارد، آن كه به عبودیت، دل شكستگی و خضوع و فروتنی بر بساط حق كمر به خدمت او بندد و از این راه خود و عقلش را بر نفس وادارنده به بدی سیطره بخشد، قهراً به پیروزی بسیار بزرگی رسد. هیچ حجابی تاریكتر و وحشتناكتر بین بنده و پروردگارش از نفس آدمی و خواستهای او نیست. بهترین وسیله برای كشتن نفس اظهار نیاز به درگاه بی نیاز، خشوع دل و گرسنگی، روزه و تشنگی در روز و بیداری و تهجد در شب می باشد. چنین فردی اگر در همین حال بمیرد. مقام والای شهیدان را دارد و اگر زنده ماند در این راه استقامت ورزیده و بر این نمط و شیوه زیست، فرجام او «رضوان اكبر الهی» است همان گونه كه خدای عزوجل فرمود: «كسی كه مجاهده كند در راه ما ، هر آینه هدایت می كنیم او را به راههای خود و همانا خداوند با نیكوكاران است.»
در پایان این نكته قابل توجه است كه از كجا معلوم كه راه متصوفه به آسانی انسان را به كمال رسانده و نجات و رستگاری ابدی را نصیب او می كند. بلكه با ابهامی كه درین عرصه مشاهده می شود و نیز به علت غیر مشروع بودن اكثر برنامه های سیر و سلوكی صوفیان، چه بسا احتمال دارد كه هواهای نفسانی انسان را به سوی این فرقه ها و برنامه های سرّی آنان می كشاند چه اینكه تمایل به سوی تكالیف الهی و مجالس دینی و انجام وظیفه شرعی بر اكثر انسان ها سخت می نماید چنانچه قرآن می فرماید: «و انها لكبیره الا علی الخاشعین» در حالیكه تمایل به مجالس خلاف شرع و لهو و لعب جاذبیت شیرینی داشته و باعث می شود كه انسان هیچ نوع سنگینی و خستگی را از انجام و شركت در این نوع برنامه ها احساس نكند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. جستجو در عرفان اسلامی، داوود الهامی، ص 80.
2. سیر تصوف، نورالدین چهاردهی.
3. ترجمة كراصنام الجاهلیه صدرالمتالهین شیرازی.
4. بحارالانوار، محمد تقی مجلسی، ج67، ص 69

_________________
آري، اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم خدا هست،
او جانشين تمام نداشته هاي من است.

www.tafahhosenoor.blogfa.com
www.bekhand.vatanblog.com


بالا
 مشخصات  
تشکر کرده اید  
کاربران زیر از Zahra به خاطر این پست تشکر کرده اند:
Hasan, Mahdi1944
>
نمايش پست ها:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال موضوع جديد پاسخ به موضوع  [ 12 پست ]  برو به صفحه 1, 2  بعدي

همه زمانها با ساعت محلی UTC + 3:30 تنظیم شده اند


آمار کاربران آنلاين

کاربران حاضر در اين انجمن: - و 0 مهمان


شما نمي توانيد موضوع جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

پرش به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
Powered by phpBB & CentralClubs

[ Time : 0.144s | 34 Queries | GZIP : On | Load : 0.33 ]
Powered by  MyPagerank.Net